شاید یک روز عاشق شوم!!......شاید

متن مرتبط با «در گوشی حرف زدن» در سایت شاید یک روز عاشق شوم!!......شاید نوشته شده است

یه اشنا در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «یه اشنا» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خخخ حالا من جز نامردهام یا ن: Theme BYP I N K    T H E M E...

    ادامه مطلب
  • حرف های گفتنی

  • نیلوبلاگ

    چند روزی هست فکر اینم گوشیمو بفروشمزیاد ازش استفاده ی ندارم ب پول اون نیاز دارم :)پیشاپیشم کادو گرفتم آجیم برام کادوی خوجل خرید اونم یه ساعت دستی کلا بگم ذوق مرگم کرد + نوشته شده در پنجشنبه ششم شهریور...

    ادامه مطلب
  • نادر ابراهیمی

  • نیلوبلاگ

    شاید یک روز عاشق شوم!!......شاید باد بادک دلم را محکم میگیرم ! باد نزدیک است ... سکینه نادر ابراهیمی + سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶| 16:32|سکینه | ...

    ادامه مطلب
  • نادر ابراهیمی

  • نیلوبلاگ

    شاید یک روز عاشق شوم!!......شاید باد بادک دلم را محکم میگیرم ! باد نزدیک است ... سکینه نادر ابراهیمی + سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶| 16:32|سکینه | ...

    ادامه مطلب
  • حرفی ندارم

  • یک در خواست کوچک از تمام وبلاگ نویس ها

  • نیلوبلاگ

    سلام امیدوارم حال همگی خوب باشه یک در خواست کوچک از همکی دارم امشب اون هم یک دعای کوچک میون اینه همه دعاتون واسه برادر من هم بکنید 1 ماه هست از داداشم بی خبر هستیم و نه میدونیم زنده ست یا مرده تنها چیزی هم که داریم فقط دعاست که انو برگردونه حتی اگه جسدشو برگردونن چون داریم دق میکنیم ممنون از همه ...

    ادامه مطلب
  • ✨عشق و محبت به حرف نیست باید به آن عمل کرد...✨

  • نیلوبلاگ

    پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی میکردند. هنگام خواب ، همسر پیرمرد ازو خواست تا شانه برای او بخرد تا موهایش را سرو سامانی بدهد.پیرمرد نگاهی حزن امیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم بخرمحتی بند ساعتم پاره شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم.پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد..پیرمرد فردای انروز ...

    ادامه مطلب
  • در گوش

  • نیلوبلاگ

    این قصه ی نرسیدن سر دراز دارد تا به کی شنیدن از نرسیدن درگوش بگریزوپروازکن فاصله ی ... زمین تا آسمان فقط یک نگاه توست اعتماد کن به اوج بلندی نگاهت و سقوط کن سقوط کن.... ازهمه ی بلندی ها 9:28 95/8/3 اگه امکان داره کسی بهم بگه از این نوشته ی من چه منظوری گرفته ؟ میخوام بدونم منظورم رو واضح منتقل کردم به مخاطب یا نه ؟ من خواستم بگم که دست بر دارین از این قصه ی که تکراری هست و همه امتحانش کردن پرواز کنید و رها کنید خودتون رو از این نرسیدن دنیا کوچیک هست و اندازه ی یک نگاه شماست پس بهش اعتماد کنیدبرین و چیزهای (جدید) بلندها رو هی تجربه کنید (تا آخر) و همون س...

    ادامه مطلب
  • علی عبدالمالکی ترانه ی چقدر شبیهته

  • نیلوبلاگ

    بی مقدمه ... http://s8.picofile.com/file/8268624918/Ali_Abdolmaleki_Cheghadr_Shabihete_128_.mp3.html...

    ادامه مطلب
  • دروغ

  • نیلوبلاگ

    بی مقدمه .... نوشتی دوست ت دارم هیچ وقت به دستم نرسید نامه رسان راه را کج رفته بود یا تو دروغ بافتی !؟ 8:26 95/6/23 ...

    ادامه مطلب
  • حرفای برای خودم

  • نیلوبلاگ

    سلام بدون مقدمه ... گاهی اونقدر از خودم خجالت میکشم که برا آروم شدنم ،میرم سراغ رفیق همیشگیم اشک تا آرومم کنه . با خودم میگم ، مگه بانو میلیکا کی بود؟ اونم مثل من یک دختر بود. اما آخر بخاطر پاک بودنش با آقامون امام زمان ازدواج کرد . چرا من نتونم بازم یه آدم خوبی بشم .! خود سازی از خود من شروع میشه فقط باید تلاش کنم و ایمانو به خدا قوی کنم سکینه تو میتونی مطمء نم که میتونی خلاف مسیر رود شنا کنی .... ...

    ادامه مطلب
  • حرفای تمام نشدنی من

  • نیلوبلاگ

    بی مقدمه... چند ماهی هست از تمام دنیایی مجازی خدافظی کردم و گوشیم رو فروختم و سیم کارت هامو سوزوندم ، تصمیم گرفتم خودمو بسازم ، به این آسونی ها هم نبود از همچی بگذری .منظورم از همچی دوستان آشناین ووووو همه ی کسای که از طریق گوشی با اون ها رابطه داشتی، سخت بود اما گذشت . هر چند گاهی هم هستن کسایی که باورشون نمیشه شخصی وجود داره توی این نسل گوشی نداشته باشه و با تعجب نگات میکنن . من خودم خواستم نداشته باشم . پس مردم رو بیخیال شدم . از نو ساختن کار هر کسی هم نیست. من از کوه وابستگی سقوط کردم یا میمردم یا زنده میموندم . آخرین نفس رو داشتم تو خودم حل میکردم تا خدا ...

    ادامه مطلب
  • حرفای که باید آویز گوشم کنم / عمل کردن به آنها / تسلیم نشدن در برابر این حرف ها

  • نیلوبلاگ

    بی مقدمه .... اسم ( ه .... ) بندازش سطل آشغال پاییز چیه زمستان چیه؟ برف چیه؟ حرف تازه بزن چیزی که همه مردم باهاش سرو کار دارن دیگه دورهی این خزعبلات کلاسیک تموم شده بروز باش با ماشین، سینک ظرفشویی، دستمال و ... شعر بساز با زندگی قهوهای مردم شعر بساز از حیوونای آدمنما شعر بساز این آشغالارو هم بسوزون قبل از هرچیزی برو در مورد هجاهای بلند و کوتاه و کشیده و صامت و مصوت اطلاعات کسب کن بعد از اون هم برو سراغ یادگیری تقطیع کردن و بعدش بیا تا بت بگم که چطور بیان شعر و اجرا ارتباط برقرار کنی اسم ( ه .... ) خیلی بده هدفی در سطربندیهات نداری!! تاکید رو "که" رو کی بهت...

    ادامه مطلب