بدون مقدمه ...
گاهی اونقدر از خودم خجالت میکشم که برا آروم شدنم ،میرم سراغ رفیق همیشگیم اشک تا آرومم کنه .
با خودم میگم ، مگه بانو میلیکا کی بود؟ اونم مثل من یک دختر بود. اما آخر بخاطر پاک بودنش با آقامون امام زمان ازدواج کرد .
چرا من نتونم بازم یه آدم خوبی بشم .!
خود سازی از خود من شروع میشه فقط باید تلاش کنم و ایمانو به خدا قوی کنم
سکینه تو میتونی مطمء نم که میتونی خلاف مسیر رود شنا کنی ....
برچسب: حرفای خودمونی منو تو,حرفایی برای خودم,حرفای خودمونی,حرفاي خودموني,حرف های خودمونی با خدا,حرفای خودمونی , جملات زیبا,حرفاي خودموني با خدا,حرفای خودمونی باحال,حرفای خودم,حرفای خودمونی طنز,
نویسنده: ماهان طاهری