حرفای تمام نشدنی من

خرید بک لینک
بی مقدمه...

چند ماهی هست از تمام دنیایی مجازی خدافظی کردم و گوشیم رو فروختم و سیم کارت هامو سوزوندم ، تصمیم گرفتم خودمو بسازم ، به این آسونی ها هم نبود از همچی بگذری .منظورم از همچی دوستان آشناین ووووو همه ی کسای که از طریق گوشی با اون ها رابطه داشتی، سخت بود اما گذشت . هر چند گاهی هم هستن کسایی که باورشون نمیشه شخصی وجود داره توی این نسل گوشی نداشته باشه و با تعجب نگات میکنن . من خودم خواستم نداشته باشم . پس مردم رو بیخیال شدم .

از نو ساختن کار هر کسی هم نیست. من از کوه وابستگی سقوط کردم یا میمردم یا زنده میموندم . آخرین نفس رو داشتم تو خودم حل میکردم تا خدا دستمو گرفت .

این طعم تلخ داره هر روز شیرین میشه با قبول بعضی واقعیت ها که من هرگز نمیخواستم باهاش روبه رو شم و خیلی کارها که بخاطر لجبازی انجام میدادم اما الان دارم میبینم من دیدگاهم قبلا در یک جهت بود که باعث میشود فقط با خودم لج کنم فقط کافی بود با دو دید مثبت و منفی به قضیه نگاه کنم.همیشه دید گاه منفیم باعث میشود لج کنم . الانم نمیگم دست از لج بازی برداشتم اما سیع کردم فکر کنم بعد عمل کنم . به همین سادگی.

شاید یک روز عاشق شوم!!......شاید...

ما را در سایت شاید یک روز عاشق شوم!!......شاید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 17:17

صفحه بندی