
چند روزی هست فکر اینم گوشیمو بفروشمزیاد ازش استفاده ی ندارم ب پول اون نیاز دارم :)پیشاپیشم کادو گرفتم آجیم برام کادوی خوجل خرید اونم یه ساعت دستی کلا بگم ذوق مرگم کرد + نوشته شده در پنجشنبه ششم شهریور...
ادامه مطلب
یه جوری عاشقت میشم صداش دنیارو برداره کسی جز تو نمیتونه منو آروم نگه داره یه جایی عاشقت میشم نتونی از دلم رد شی نمیذارم که یه لحظه رو تصمیمت مردد شی میشه هنوزم با یکی خوش بود این حسو با تو تجربه کردم هرچی که با تو هست همش خوبه دنبال غیر از تو نمیگردم من از تو میگم چون دلت پاکه تو معنی خوبی رو میفهمی میبینی عاشقت شدم صافی هوامو داری چون که دل رحمی تو باشی زندگی خوبه نباشی زندگی سخته خیالم راحته با...
ادامه مطلب
سلام خوبین یه تصمیمی گرفتم اونم از امروز شروعش کردم برا کسایی که نمیشناسم به ترتیب اولین اسمشون که اینجا درج میکنم صلوات میفرستم و در آخر به فاطمه زهرا اهدا میکنم تا مشکلاتی اگه داشته باشن حل بشه ووو امیدوارم خدا قبول کنه آمین یا رب العالمین ........... م ز م غ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت21:38 توسطسکینه ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
کارش خوبه ؟ از یه خشاب چند بار میشه استفاده کرد ؟ برا پوست های حساس که زود جوش میزنه خوبه ؟ یا اول باید امتحان کرد بعد استفاده کرد؟ ...
ادامه مطلب
همه قافیه ها تابع زلفش بودند چادرش را که به سر کرد غزل ریخت بهم... ...
ادامه مطلب
پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی میکردند. هنگام خواب ، همسر پیرمرد ازو خواست تا شانه برای او بخرد تا موهایش را سرو سامانی بدهد.پیرمرد نگاهی حزن امیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم بخرمحتی بند ساعتم پاره شده و در توانم نیست تا بند جدیدی برایش بگیرم.پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد..پیرمرد فردای انروز ...
ادامه مطلب
بی مقدمه ... می خواهمش وجودت اما نیستی عکسش ... ... لای دفترم بازم دروغ بافتم .... ....باز هم دروغ بافتی هیچ کدام مان عاشق نبودیم !!! همیشه تو با او بودی ... ... من با او بودم 6:09 95/7/5 ...
ادامه مطلب
بی مقدمه ... 1. ویرایش فیلم نامه 2. دانلود کردن آموزش عروض و قافیه به زبان ساده سید مهدی موسوی و خواندنش 3. هر روز 3 تا از اشعار شاملو رو میخونم 4. ذکر گفتن هر روز 5. یادگیری قواعد شعر عربی 6.ویرایش نوشته ی ( شکست ) 7.کتاب تاریخ تحلیلی شعر نواز ( شمس لنگرودی ) 4 جلد 8. کتاب دکتر سیروس شمسیا 9.کارگاه داستان نویسی ( داستان پیتزا فروشی / افروزه جهاندیده) ...
ادامه مطلب
بی مقدمه ... رو به رویم ایستادی دو دستت را باز کردی تک تک پازل ها نقش زمین بازی شروع شد د . و . س . ت . ن . د . ا . ر ... آخرین پازل . م گوش هایم فریاد زدند زبانم شنید سر برگرداندُ با لبخند گفت: کدام آینه را شکستی !؟ 6:26 95/6/29...
ادامه مطلب
بی مقدمه .... حالا که نوبت به نوشتن آرزو هام رسید هیچی یادم نیست ... همه فرار کردن از من میترسن 1. یکی از آرزو هام این هست که کنار دریا برم گیتار بزنم و کنار ساحل برقصمو آواز بخونم . 2.آرزوی مادرمو بتونم به حقیقت برسونم . 3. بتونم واقعا شعر بگم . 4.برم سفر اونم ، ماجراجوی کنم و آداب رسوم فرهنگ عقاید ووووو رو یاد بگیرم . 5. مادر و همسر و فرزند نمونه ی باشم . 6. یک کوه رو فتح کنم . 7.از تک تک لحظه هام عکس بگیرم. فعلا همینا هستن تا بعد ببینم چی یادم میاد . ...
ادامه مطلب
سلام بدون مقدمه ... گاهی اونقدر از خودم خجالت میکشم که برا آروم شدنم ،میرم سراغ رفیق همیشگیم اشک تا آرومم کنه . با خودم میگم ، مگه بانو میلیکا کی بود؟ اونم مثل من یک دختر بود. اما آخر بخاطر پاک بودنش با آقامون امام زمان ازدواج کرد . چرا من نتونم بازم یه آدم خوبی بشم .! خود سازی از خود من شروع میشه فقط باید تلاش کنم و ایمانو به خدا قوی کنم سکینه تو میتونی مطمء نم که میتونی خلاف مسیر رود شنا کنی .... ...
ادامه مطلب
بی مقدمه... چند ماهی هست از تمام دنیایی مجازی خدافظی کردم و گوشیم رو فروختم و سیم کارت هامو سوزوندم ، تصمیم گرفتم خودمو بسازم ، به این آسونی ها هم نبود از همچی بگذری .منظورم از همچی دوستان آشناین ووووو همه ی کسای که از طریق گوشی با اون ها رابطه داشتی، سخت بود اما گذشت . هر چند گاهی هم هستن کسایی که باورشون نمیشه شخصی وجود داره توی این نسل گوشی نداشته باشه و با تعجب نگات میکنن . من خودم خواستم نداشته باشم . پس مردم رو بیخیال شدم . از نو ساختن کار هر کسی هم نیست. من از کوه وابستگی سقوط کردم یا میمردم یا زنده میموندم . آخرین نفس رو داشتم تو خودم حل میکردم تا خدا ...
ادامه مطلب
بی مقدمه 1. هر روز 3 تا از اشعار شاملو رو میخونم 2. رفتن پیش خانم صفایی ( منشی / کار) 3.ذکر گفتن هر روز 4.یادگیری قواعد شعر عربی 5. رفتن به کانون ارشاد 6.ویرایش نوشته ی ( شکست / پدرم زود برگشت) کارگاه داستان نویسی ( داستان پیتزا فروشی / افروزه جهاندیده)...
ادامه مطلب
بی مقدمه ... امشب یک کار اشتباه کردم جبرانشم نمیتونم بکنم ، فکر کرده بودم دارم شوخی میکنم ، اما شوخی بیش از حد کردم ، حالا هم پشیمونم، اما پشیمانی سودی نداره ، زدم ناکار کردم همه چیو... البته اینم اقرار کنم خواستم تلافی شوخی رو با شوخی بدم . اما شوخی من زیادی بی نمک بود .که کار داد دستم ... ...
ادامه مطلب
بی مقدمه .... اسم ( ه .... ) بندازش سطل آشغال پاییز چیه زمستان چیه؟ برف چیه؟ حرف تازه بزن چیزی که همه مردم باهاش سرو کار دارن دیگه دورهی این خزعبلات کلاسیک تموم شده بروز باش با ماشین، سینک ظرفشویی، دستمال و ... شعر بساز با زندگی قهوهای مردم شعر بساز از حیوونای آدمنما شعر بساز این آشغالارو هم بسوزون قبل از هرچیزی برو در مورد هجاهای بلند و کوتاه و کشیده و صامت و مصوت اطلاعات کسب کن بعد از اون هم برو سراغ یادگیری تقطیع کردن و بعدش بیا تا بت بگم که چطور بیان شعر و اجرا ارتباط برقرار کنی اسم ( ه .... ) خیلی بده هدفی در سطربندیهات نداری!! تاکید رو "که" رو کی بهت...
ادامه مطلب