بی مقدمه ....
به اوج بی حسی رسیدم
یعنی به نهایت مردن احساس ...
میخندم و گریه ی میکنم بی بهانه
در این مهمانی،
میرقصمو میپیچم به خودم
می افته زمین زانو یم هی
روی این نغمه های سر گردانی
قصه قصه ی تکرایست
نه نخند
لاک ناخنم اینبار سیاه
رنگ ماتیک لب ها یم سوخته
دیگر لمس باران نمیکنه عاشقم
این یعنی من مردم !!
7:35 19/6/95
برچسب:
نویسنده: ماهان طاهری