
شاید یک روز عاشق شوم!!......شاید باد بادک دلم را محکم میگیرم ! باد نزدیک است ... سکینه کی آنلاینه الان ^_^ ؟ + دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶| 23:4|سکینه | ...
ادامه مطلب
به یاد رفتنت هرشب به راهت خیره میمونم چه حالی دست من دادی من از لطف تو ممنونم به بد حالی من افتادم من از تنهایی ترسیدم تقاص رفتنت رو من دارم تنهایی پس میدم تو که پایه قسم خوردن همیشه اسممو بردی کسی که عاشقت بودو خودت از پا در آوردی شریک لحظه های من شریک قلب کی میشه برات فرقی نداشت انگار غرورم بی تو تلخ میشه مهم نیست برنمیگردی خاطرات تو نمیپوسه جایه تیغت رو قلب من هنوز زخمامو میبوسه مهم نیست بی تو...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
گاهی یه سری از آمارها منو میترسونن؛ مثلا آمار انتخاب های ترسناکی که خیلی از آدمها (دور یا نزدیک) درگیرش میشن و تصمیم میگیرن که چون دستشون به اونی که میخواستن نرسیده و به نظرشون خیلیا شبیه به اون آدم از دست رفته اند و بعد از گریه کردن هم وقت یه دل پر خندیدنه! انتقامشونو از آدمی که هرگز به اون گناه ...
ادامه مطلب
من شهریوری ...
ادامه مطلب
خدایا یه چیزی تو دلم هست که بدجوری داره اذیتم میکنه تو خبر داری چی هست و یه کاری کن دوباره صدای خنده هام تو خونه بپیچه آیا وقتش نرسیده یا بازم باید تاوان پس بدم نمیگم خسته شدم نمیگم ناامید شدم اما دستامو بگیر خدایا خودت شنیدی آجیم چی گفت بهش گفتم معلومه گریه کردی اونم گفت آره مثل خودت که قایمکی گری...
ادامه مطلب
لبان غریبه سر میخورد از موهای موج دارش روی گونه هایش روی لب هایش روی شانه هایش همه را می بوسدو می بوید از روی تنش وقتی در آغوشش کشید استخوان های این گل میشکند می افتاد روی زمین خاک تمام تنش را پر می کند گل با تمام شوق و آخرین نگاهش را به آن مردی که دیر آمده بود کرد و آرمید بر خاک مرد هنوز تنش خاکیست و حسرتی که رفیق ش شده هنوز بوی ناب آن گل را دارد روی تنش گلی که هیچ کس نه بوسیده و نبویده بود آرمید .... 7:35 95/8/13 ...
ادامه مطلب
بی مقدمه ... خب کی موافقه هر جمعه توی یک برگه چیزهای که اذیتمون میکنه و آرزو داریم و هرچیزی که توی ذهنتون میاد وقابل نوشتن هست رو بنویسیم بعد با نخ ببندیم به یه بادکنکُ بفرستیم هوا از رو پشت بوم توی پارک یا هرجای که بادکنک بره بالا و بعد احساسش رو بگه که چه حسی بعد این که این کارو انجام داد بهش دست داد؟؟؟ ...
ادامه مطلب
بی مقدمه ... من پشت پنجره بودم . عاشق شده ی تو هنوز به یاد دارم تا ته قهوه را سر کشیدی با تلخی و حتی صندلی هم خالی شد از تو وقتی از آن برخاستی . به سمت تقویم رفتی و تمام روزهای گذشته را پشت سرهم خط زدی و بعد ته لیوان خالی قهوه را با حسرت نگاه کردی . چیزی از ته لیوان فال تو را نگفت دسته ی کمد را گرفتی و به آرامی باز کردی .پر بود از شیشه های عطر؛ اما زنانه به عقب نگاه کردی . صدای پرواز یک پرنده از پشت پنجره را تماشا کردی . طعم تلخ فال تو ؛ رسوایی دل ها بود؛ و من پرواز کرده بودم به آسمان . 8:04 95/7/29 ...
ادامه مطلب
بی مقدمه ... http://s8.picofile.com/file/8268624918/Ali_Abdolmaleki_Cheghadr_Shabihete_128_.mp3.html...
ادامه مطلب
بی مقدمه ... 1. ویرایش فیلم نامه 2. دانلود کردن آموزش عروض و قافیه به زبان ساده سید مهدی موسوی و خواندنش 3. هر روز 3 تا از اشعار شاملو رو میخونم 4. ذکر گفتن هر روز 5. یادگیری قواعد شعر عربی 6.ویرایش نوشته ی ( شکست ) 7.کتاب تاریخ تحلیلی شعر نواز ( شمس لنگرودی ) 4 جلد 8. کتاب دکتر سیروس شمسیا 9.کارگاه داستان نویسی ( داستان پیتزا فروشی / افروزه جهاندیده) ...
ادامه مطلب
بی مقدمه 1. هر روز 3 تا از اشعار شاملو رو میخونم 2. رفتن پیش خانم صفایی ( منشی / کار) 3.ذکر گفتن هر روز 4.یادگیری قواعد شعر عربی 5. رفتن به کانون ارشاد 6.ویرایش نوشته ی ( شکست / پدرم زود برگشت) کارگاه داستان نویسی ( داستان پیتزا فروشی / افروزه جهاندیده)...
ادامه مطلب
بی مقدمه .... اسم ( ه .... ) بندازش سطل آشغال پاییز چیه زمستان چیه؟ برف چیه؟ حرف تازه بزن چیزی که همه مردم باهاش سرو کار دارن دیگه دورهی این خزعبلات کلاسیک تموم شده بروز باش با ماشین، سینک ظرفشویی، دستمال و ... شعر بساز با زندگی قهوهای مردم شعر بساز از حیوونای آدمنما شعر بساز این آشغالارو هم بسوزون قبل از هرچیزی برو در مورد هجاهای بلند و کوتاه و کشیده و صامت و مصوت اطلاعات کسب کن بعد از اون هم برو سراغ یادگیری تقطیع کردن و بعدش بیا تا بت بگم که چطور بیان شعر و اجرا ارتباط برقرار کنی اسم ( ه .... ) خیلی بده هدفی در سطربندیهات نداری!! تاکید رو "که" رو کی بهت...
ادامه مطلب