رفتن تان - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 10:44
xa0 دروغ گفتم تا راز غم م رسوا نشود خنده هم کار ساز بود کسی ندانست بغض من فرو ریخت میان همان ویرانی رفتن تان xa0 11:20 95/8/4 xa0 در غم رفتن تان عشق هایمxa0 xa0
یاد داشتی برای خودم - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 10:44
xa0 رنگ روغن مخصوص بوم هستش و گواش برای مقوا و اینا پاک کن هایی هست که کمتر رد میندازه. من یکی دارم ساخت آلمانه گواش خواستید بگیرید فقط و فقط مارک پنتل بگیرید.Pantel
دستانش - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 10:44
xa0 میشنوی صدای سرفه های من است شهر را با سرفه های تب دارم مریض کرده ام عیسی را نمی دانم اما از وقتی رفتی کسی مثل تو معجزه نمی کند با دستانش حال مرا xa0 8:23 95/8/6 xa0 تقدیم به تو که نیستی کنارم xa0
شب بخیر من - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 10:43
xa0 شب همگی بخیر xa0 شاید چند روزی نباشم ؛ تا اون موقع مواظب خوبیاتون و xa0 خودتون باشین xa0 خداحافظتون .. xa0 xa0 xa0 xa0
ساعات آنلاین بودن من - تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 13:37
xa0 بی مقدمه ... xa0 از ساعت 9 تا 12 ظهر ازساعت 5 عصر تا 8 شب xa0
قلقلک تلخ - تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 13:37
xa0 قلقلکی شده ام به آرزوی داشتن تو و اما سفیدی دو سطر آجُر بین دو خط موازی سرخ من همیشه تلخ قلقلک خورد بعد این آروز xa0 1:34 95/7/27 xa0 xa0
فال نه ، حقیقت پروازها - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 16:04
xa0 بی مقدمه ... من پشت پنجره بودم . عاشق شده ی تو هنوز به یاد دارم تا ته قهوه را سر کشیدی با تلخی و حتی صندلی هم خالی شد از تو وقتی از آن برخاستی . به سمت تقویم رفتی و تمام روزهای گذشته را پشت سرهم خط زدی و بعد ته لیوان خالی قهوه را با حسرت نگاه کردی . چیزی از ته لیوان فال تو را نگفت دسته ی کمد را ...
کمک میخوام -_- - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 16:03
xa0 بی مقدمه ... xa0 ویندوز لپ تاپ رو عوض کردیم و کل برنامه ها حذف کردیم و دوباره نصب کردیم خوب ... الان من میخوام وارد انجمن شاعران جوان بشم اما نمیشه رمزم رو فراموش کردم . رمز ایمیلم رو برای گذر واژه ی جدید میزنم میگه نامعتبره حالا من چطوری دوباره وارد انجمن بشم ؟؟؟ من کمک میخوام ... xa0
برای این سوال !! - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:34
xa0 بی مقدمه ... من اشتباه میکنم مادرم اشتباه میکنه هر دوی ما همدیگرو درک نمیکنیم کاش می شود همدیگرو درک کنیم من خواهانشم تو هم خواهانشی مادرم ؟ کی توو من همدیگرو درک میکنیم ؟ دختر من هم نیز همین را به من می گوید آیا ؟ که مادرم به زمان دیگر تعلق دارد و من نسل جدیدم و خواسته های دو دوران با هم فرق خو...
تاحالا شده ؟ - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:34
xa0 بی مقدمه ... تا حالا شده با خودتون یا هر کسی رو درنظر می گیرین اونقدر حرف بزنین که احساس میکنین دیونه شدین اونقدر فکر میکنین که سردرد شدید میگیرین موهاتونو میکشین فقط وفقط دست از سرت بردارن این افکار خواهش و التماس میکنین از خدا که فقط بتونین بخوابین تا این افکار برن اما از شدت خستگی بدون اینکه ...
شیوه ی جدید زندگیم - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:34
xa0 xa0 منُ خودم xa0 xa0
دعای امشب - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:34
xa0 دعای امشب xa0 هرکی امشب دعای کرده xa0 نه نیار خدا جون xa0 توکارش xa0 آمین
نوشته ی که منو به کجاها بُرد ... از یه مخاطب ناشناس - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 5:51
xa0 بی مقدمه ... لقد متُ فی غایت رئاهاقذفتُ بنفسی عمق بئرو لکن ما رایتُ ورا هاهوی البی بحب لیست سواها xa0 ممنون بابت تقدیمش ... xa0 xa0
برای جمیله - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 5:51
xa0 آدرس وبلاگتو بفرس فکر نمیکردم برگردی
برای فاطمه _ م _ رستآ - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 5:51
xa0 کجای دختر تو انجمن نیستی ؟xa0تو نباشی منم نیستم کلا کارو بارو تعطیل میکنم آخه طبق معمول هواسم پیش تو هست منم هواس ندارم دیگه پرت و شوتی میزنم نکنه عاشق شودم میگن دل به دل راه داره تو هم عاشق منی یعنی؟ xa0
پاییز - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 5:51
xa0 بی مقدمه ... دلم برای برگ های زردی که همیشه xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 در جیب داشتی xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0x...
شب - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 5:50
xa0 شب همگی بخیر
عشق های ( او ) - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 12:38
xa0 بی مقدمه ... xa0می خواهمش xa0وجودت اما نیستی عکسش ... ... لای دفترم بازم دروغ بافتم .... ....باز هم دروغ بافتی هیچ کدام مان عاشق نبودیم !!! همیشه تو با او بودی ... ... من با او بودم xa0 6:09xa0xa0xa0 95/7/5 xa0
سبک سپید - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 14:00
xa0 بی مقدمه ... من مادر شعرهایم هستم شعرهایم ... از ناف قلم م به دنیا می آیند وبزرگ .... ..............به سبک سپید xa0 1:00 بامدادxa0xa0xa0xa0 95/7/4 xa0
مرگ - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 14:00
xa0 بی مقدمه ... می آییُ همه چیز ناتمام می ماند نماز نخوانده توبه ی نگفته .... xa0 2:00 بامدادxa0xa0xa0xa0xa0xa0 95/7/4 xa0 xa0