
به یاد رفتنت هرشب به راهت خیره میمونم چه حالی دست من دادی من از لطف تو ممنونم به بد حالی من افتادم من از تنهایی ترسیدم تقاص رفتنت رو من دارم تنهایی پس میدم تو که پایه قسم خوردن همیشه اسممو بردی کسی که عاشقت بودو خودت از پا در آوردی شریک لحظه های من شریک قلب کی میشه برات فرقی نداشت انگار غرورم بی تو تلخ میشه مهم نیست برنمیگردی خاطرات تو نمیپوسه جایه تیغت رو قلب من هنوز زخمامو میبوسه مهم نیست بی تو...
ادامه مطلب
میشنوی صدای سرفه های من است شهر را با سرفه های تب دارم مریض کرده ام عیسی را نمی دانم اما از وقتی رفتی کسی مثل تو معجزه نمی کند با دستانش حال مرا 8:23 95/8/6 تقدیم به تو که نیستی کنارم ...
ادامه مطلب